تبليغاتX
ترنشك terneshk
 

((  مــــحـرم  ))

 

توي صف زنجير زنها ..........

آقا تماشات مي كنه .............

اگه يه قطره عاشقي وصل به دريات مي كنه

آقا تماشات مي كنه

..............................

محرم داره نزديك مي شه.......

يعني ميشه اين دفعه عشقـوعلاقه مون حتي يه خورده هم كه شده خدمت آقا بيشتر بشه

حتما ميشه حتما مي شه...................

دلم در اين مورد خيلي روشنه (( اميدوار است )) انشاالله..انشاالله.........

آقـــاجون درعلاقه ي ما به خودتون ٬ دست ما رو هم مثه دست خيلي از گداهاي محبـت تـون بگيرين.

بخدا قسم مي دونين كه: 

هيچ جاي دوري نميره .

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 15:4  توسط محمدرضا برزگرحسيني  | 

(( در انتظار فرج ))

 آقاي من

من كجا

و لياقت ديدار شما كجا ؟

 

آيا آن روز را

 خواهيم ديد

كه ديگر اينهمه غمگين نباشيم ؟

آيا مي شود

ما هم

سربلند درك كنيم

 آن روز امتحان بزرگ را ؟

 

تا كي آوار اينهمه ظلم

تا كي آوار اين همه تبعيض ؟

و تا كي چشم انتظارانت

دندان در جگر و اشك بر چشم

تحمل كنند

خدا ستيزي را

و حيوان مداري را ؟

 

بايد فرارسد آنروز

بايد فرا رسد

 

آيا ما

در انتظار هستيم ؟

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوم آذر 1388ساعت 14:59  توسط محمدرضا برزگرحسيني  | 

 

 

عَنْ فاطِمَةَ الزَّهْراءِ(عليها السلام) قالَتْ: دَخَلَ عَلَىَّ رَسُولُ اللّهِ(صلى الله عليه وآله وسلم) وَ قَدْ إِفْتَرَشْتُ فِراشى لِلنَّوْمِ، فقالَ: يا فاطِمَةُ لا تَنامى إلاّ وَ قَدْ عَمِلْتِ أَرْبَعَةً:خَتَمْتِ القُرآنَ، وَ جَعَلْتِ الاَْنـْبِياءَ شُفَعائَكِ، وَ أَرْضَيْتِ الْمُؤْمِنينَ عَنْ نَفْسِكِ، وَ حَجَجْتِ وَ اعْتَمَرْتِ، قالَ هذا وَ أَخَذَ فِى الصَّلوةِ، فَصَبَرْتُ حَتّى أَتَمَّ صَلاتَهُ، قُلتُ: يا رَسُولَاللّهِ أَمَرْتَ بِأَرْبَعَة لا أَقْدِرُ عَلَيْها فى هذَا الْحالِ! فَتَبَسَّمَ(صلى الله عليه وآله وسلم) وَ قال:إِذا قَرَأْتِ قُل هُوَ اللّهُ أَحَدٌ ثَلاثَ مَرّات فَكَأنَّكِ خَتَمْتِ القُرْآنَ، وَ إِذا صَلَّيْتِ عَلَىَّ وَ عَلَى الاَْنـْبِياءِ قَبْلى كُنّا شُفَعاءَكِ يَوْمَ الْقِيمَةِ، وَ إِذا اسْتَغْفَرْتِ لِلْمُؤْمِنينَ رَضُوا كُلُّهُمْ عَنْكِ، وَ إِذا قُلْتِ: سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُ لِلّهِ وَ لا إِلَهَ إِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ أَكْبَرُ، فَقَدْ حَجَجْتِ وَ اعْتَمَرْتِ.

 

در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم، رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم) بر من وارد شد، فرمود:اى فاطمه! نخواب مگر آن كه چهار كار را انجام دهى: قرآن را ختم كنى، و پيامبران را شفيعت گردانى، و مؤمنين را از خود راضى كنى، و حجّ و عمره اى را به جا آورى.
اين را فرمود و شروع به خواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتم: يا رسول اللّه! به چهار چيز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نيستم! آن حضرت تبسّمى كرد و فرمود:چون قل هو اللّه را سه بار بخوانى مثل اين است كه قرآن را ختم كرده اى، و چون بر من و پيامبران پيش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قيامت خواهيم بود، و چون براى مؤمنين استغفار كنى، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگويى: سُبحانَ اللّه وَ الحَمدُ للّه وَ لا اِلهَ اِلاَّ اللّهُ وَ اللّهُ اكبرُ، حجّ و عمره اى را انجام داده اى.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم دی 1386ساعت 14:49  توسط محمدرضا برزگرحسيني  | 

شناختنامه خدا

 

خود را ارزان نفروشیم، در فروشگاه بزرگ هستی روی قلب انسان نوشته اند

قیمت = خدا

 

بهترین دوست، خداست، او آن قدر خوب است که اگر یک گل به او تقدیم کنید دسته -2

 

 گلی تقدیمتان می کند و خوب تر از آن است که اگر دسته گلی به آب دادیم، دسته گل هایش

 

را پس بگیرد.

 

ما خلیفۀ خداییم، مثل خدا باشیم، قابل دسترس در همه جا و همه گاه. -3

 

خدا از آنکه روزهایش بیهوده میگذرد، نمی گذرد.

 

بيهوده گفته اند تنها «صداست» که می ماند، تنها «خداست» که می ماند. -5

 

روزی که خدا همه چیز را قسمت کرد، خود را به خوبان بخشید -6

 

برای اثبات کوری کافیست که انسان چشم های نگران خدا نبیند. -7

 

شکسته های دلت را به بازار خدا ببر، خدا، خود بهای شکسته دلان است. -8

 

۹ - امروز از دیروز به مرگ نزدیک تریم به خدا چطور؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم آذر 1386ساعت 14:8  توسط محمدرضا برزگرحسيني  |